درباره انسان و جامعه انسانی

درباره انسان و جامعه انسانی

درباره انسان و جامعه انسانی

تردیدی نیست که مسأله محوری و مرکزی برای انسان، همچنین برای جامعه انسانی، شناخت هرچه ژرف‌تر انسان و جامعه، سیر گذشته و خطوط کلی سرنوشت آینده آن است. نویسنده در کتاب حاضر تلاش کرده تا با کمک گرفتن از بینش و باور مورد پذیرش خود، احکام و استنتاجات روشنگر بیشتری را که علوم و آزمون‌های بزرگ اجتماعی معاصر مؤید آن هستند، با جسارت علمی در آن بگنجاند.

دانش و امید

دانش و امید

دانش و امید

دو ماه نامه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی دانش و امید – سال اول / شماره سوم دی ۱۳۹۹ همکاران این شماره: مسعود امیدی، هوشمند انوشه، خسرو باقری،علی پورصفر (کامران)، کورش تیموری فر شبگیر حسنی، طلیعه حسنی، بابک رضایی، محمد سعادتمند، ناهید صفایی، بابک طاهری، سیامک طاهری محمدرضا طاهریان، آزاده عسگری، ستاره نوید، فرشید واحدیان، مهدخت هاشمی مقاله ای از زنده یاد علی رضا جباری گزیده ای از سخنرانی فرشاد مومنی و اشعاری از علیرضا جباری، شهنام دادگستر و افسانه بهار

متفکران بزرگ جامعه ‌شناسی

متفکران بزرگ جامعه ‌شناسی

متفکران بزرگ جامعه ‌شناسی

آشنایی با بیست و یک تن از مهم‌ترین و پرنفوذترین جامعه‌شناسانی که نقشی موثر در تکامل این علم داشته‌اند، از زبان نویسندگانی که خود از چهره‌های برجسته‌ی این رشته در زمان ما شمرده می‌شوند. چارچوب بررسی در مورد همه شخصیت‌های بررسی شده سپس مضمون‌ها و مقوله‌های اصلی نظریه‌هاشان شرح داده می‌شود. آنگاه می‌بینیم هر متفکر چگونه توانسته است چشم‌انداز تازه‌ای برای نگریستن به پدیده‌های اجتماعی هزاره‌ی سوم، از قبیل دوام‌پذیری جامعه انسانی، فقر، مصرف انبوه، مراقبت و حراست و نظم، ستم و سرکوب، خشونت و انزوا و سرعت روزافزون زندگی اجتماعی مضمون نظریه‌‌پردازی جامعه‌شناسی قرار گرفته‌اند. جامعه‌شناسانی که در این کتاب در مورد آنها صحبت شده‌است به ترتیب فهرست به شرح زیر است: کارل مارکس،‌ماکس وبر، امیل دورکیم ، زیگموند فروید، گئورگ زیمل، هربرت لومر، تالکوت پارسونز، رابرت کی‌مرتن، سیمون دوبوار، نوربرت الیاس، اروینگ

جامعه شناسی پست مدرنیسم

جامعه شناسی پست مدرنیسم

جامعه شناسی پست مدرنیسم

اسکات‌ لش‌ جامعه‌شناسی‌ پست‌مدرنیسم‌ را در وهله‌ اول‌ به‌ این‌ قصد نوشته‌ است‌ که‌ به‌ شیوه‌ ماکس‌ وبر از مدرنیسم‌ و مدرنیته‌ و پست‌مدرنیسم‌ «نمونه‌های‌ ایده‌آلی‌» به‌دست‌ دهد. و باز به‌ همین‌ شیوه‌ «پیوندهای‌ گزیده‌» آن‌ها را با ساختارهای‌ اقتصادی‌ ـ اجتماعی‌ بنمایاند و نیز با استعانت‌ از شیوه‌ مارکس‌، به‌ تحولاتی‌ بپردازد که‌ در صورت‌بندی‌های‌ اقتصادی‌ ـ اجتماعی‌ جوامع‌ غربی‌ رخ‌ داد و منجر به‌ شکل‌گیری‌ این‌ «پارادایم‌»های‌ فرهنگی‌ شد. «اسکات‌لش‌» تمایزی‌ می‌گذارد بین‌ مدرنیسم‌ و پست‌مدرنیسم‌ به‌ لحاظ‌ تفکیک‌ و تفکیک‌زدایی‌، به‌ این‌ معنی‌ که‌ در مدرنیسم‌ بین‌ حوزه‌های‌ مختلف‌ جامعه‌، تفکیک‌، رخ‌ می‌دهد و حوزه‌های‌ اخلاقی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌، اقتصادی‌ از هم‌ جدا می‌شوند و به‌ استقلال‌ می‌رسند. سپس‌ در پست‌مدرنیسم‌ این‌ حوزه‌ها دوباره‌ درهم‌ می‌شوند و به‌ قول‌ بودریار، درهم‌ فرو می‌ریزند و تفکیک‌زدایی‌ می‌شوند.